تبليغاتX
mardanloo_hossein

برای زنان سیه چرده و آفتاب سوخته و

 

مردان دست و پای پینه بسته و کودکان گرد

 

 و خاک گرفته ی ایلم که در عرصه ی حیات

 

 پر مشقت خود تاریخ سازانی جاودانه برای

 

 ایران عزیز بوده اند.

+ نوشته شده توسط حسین مردانلو در جمعه بیست و هفتم آبان 1390 و ساعت 10:51 |
ایل قشقایی وعشایر فارس از دیدگاه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

 

عزیزان من! برادران و خواهران! شما امتحان خوبی دادید؛ پیوستگی خودتان و پشتیبانی خودتان را از اسلام و انقلاب، ثابت کردید. در کشور ما، عشایر مایه‌ی عزت و افتخارند. من در یک جمعی گفتم: بعضی از کشورها از اختلاف قومیتها در میان ملتشان، احساس بیم می‌کنند و می‌ترسند؛ ولی ما از عشایرمان احساس خرسندی و خوشبختی می‌کنیم! چرا؟ چون عشایر ما - در هر نقطه‌ای که هستند - پاسدار ملیت، پاسدار دین، طرفدار روحانیون و علاقه‌مند به مبانی اسلامی و سنتهای بومی این کشور بوده‌اند. ملیت ما - که به فضل پروردگار با عنصر دین

و اعتقاد به خدا آمیخته شده است - در همه‌ی دورانها و به کمک سنتهایی که بیش از همه در میان اقوام و عشایر گوناگون نفوذ و رسوخ داشته، باقی مانده است. بخصوص این عشایری که در مناطق مرکزی کشور هستند - منطقه‌ی فارس،(ایل قشقایی) منطقه‌ی اصفهان - ولایتمدارند و در طول این زمانها پاسدار تفکر اسلامی و تفکر وابسته‌ی به اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) بوده‌اند. لذا در هر دوره‌ای از دوره‌های طاغوت که میان روحانیت و علماء و دستگاه‌های استکباری و استبدادی برخورد و اصطکاکی پیش آمده است، عشایر به عنوان نیروهایی برای روحانیت، در مقابل قدرتهای مستبد و زورگو ایستاده‌اند. در همین استان فارس، عشایر (ایل قشقایی) در مقابل سلطه‌ی انگلیس ایستادند و با انگلیس مبارزه کردند؛ در مقابل سلطه‌ی استبدادی پادشاهان دوران طاغوت - در دوران قاجاریه و در حول و حوش نهضت روحانی بزرگ، مرحوم آیةالله سید عبدالحسین لاری - ایستادگی کردند؛ بعد از آن در دوران رضاخان و بعد هم در دوران نهضت روحانیت، عشایر غیرت عشایری خود و اعتقاد عمیق خود به دین را نشان دادند. این را حفظ کنید. 

جوانهای عزیز عشایری! امروز دنیا دنیائی است که اعتقاد و ایمان راسخی که متکی به مبانی مستحکم باشد، یک ملت را پیروز می‌کند. در دنیایی که سیاستهای گوناگون استکباری، مردم را به اباحه‎گری و بی‌بند‌و‌باری سوق داده‌اند، آن مجموعه‌ی مؤمنی که ایمان او متکی به مبانی مستحکم اعتقادی است، به برکت ایمان می‌تواند بر همه‌ی امواجی که در دنیا بوجود می‌آورند، غلبه کند؛ کما این که جوانان ما توانستند بر همه‌ی امواج استکباری‌ای که متوجه به نظام جمهوری اسلامی بود، غلبه کنند؛ اول پیروزی انقلاب بود، بعد پیروزی در عرصه‌ی نبرد دفاع مقدس بود و بعد هم تا امروز و در عرصه‌های مختلف، این ملت ایستاده است. جوانهای عزیز! این ایمان را حفظ کنید؛ این ایمان را با مبانی فکری، مستحکم کنید. همه - اعم از شهری و روستائی و وابستگان عشایر در شهر و روستا و مناطق کوچ‌رو - مقید باشند به این که این ایمان عمیقِ همراه با اخلاص و صفای باطنِ موجود در این منطقه را، با خواندن کتاب، با کتابخوانی در میان عشایر و مطالعه در میان جوانان این منطقه و با استفاده‌ی از انسانهای صاحب فکر و اندیشه - اندیشه‌‎ی درست و اسلامی - تقویت کنند.

+ نوشته شده توسط حسین مردانلو در جمعه بیست و دوم مهر 1390 و ساعت 9:39 |
عاشورای حسینی در ایل قشقایی

قلوب پاک و بی آلایش قشقایی ها با ائمه اطهار (ع) پیوندی دیرینه دارند .به همین خاطر سرور وسالار شهیدان حضرت حسین ابن علی (ع) در نزد مردم ایل از مقام ومنزلت زیادی برخوردار بوده و ایام منسوب به آن حضرت شور و حرارت ویژه ای در ایل بوجود می آید. شور و علاقه پاک وبی رنک وریای مردم ایل به قهرمان کربلا بمراتب از شهر نشینان بیشتر بوده و برای ادای احترام به شهدای کربلا در روزهای سوگواری نه تنها کارهای جمعی بلکه کارهای ضروری هم تعطیل میشود.


زنان و مردان ایل در ماه های محرم و صفر لباس مشکی پوشیده و در عزاداری این بزرگواران شرکت می نمایند. دسته جات عزا داری و سینه و زنجیر زنی راه می اندازند . در شب های عاشورا ویا روز ,عاشورا در امامزاده ها حضور یافته ضمن زیارت به عزاداری می پردازند.ودر مراسم عزاداری به زبان ترکی نوحه خوانده و به سینه میزنند. 
در شب های عاشورا اغلب مردم ایل به شب زنده داری پرداخته وتا صبح نمی خوابند. بعضی از متمولین در شب عاشورا حلیم می پزند وصبح روز عاشورا در بین مردم ایل وسایر همسایه ها تقسیم میکنند. در سالهای اخیر گروهی از قشقایی ها که زندگی شهر نشینی را برگزیده اند با تشکیل هیئت های عزاداری در مراسمات ویژه محرم در شهرها شرکت فعال دارند. 
علمدار کربلا حضرت عباس (ع) در میان مردم ایل قشقایی از منزلت و جایگاه ویژه ای برخودار بوده و یاد ونام این قهرمان کربلا زنده نگه داشته میشود. جایگاه و منزلت حضرت عباس (ع) در مین مردم قشقایی به حدی است که بیشتر قسم های مردم ایل بر روی نام این عزیز است. نام این شهید و فداکاری برای برادرش در نینوا معیار مناسب والگوی ارزشمندی برای جوانان ایل شمرده شده و نامش در ایل از نامهای مقدس و پر طرفدار می باشد
تقدس و اعتبار حضرت ابوالفضل چنان است که مردم ایل از سالهای دور با نهادن چند سنگ کوچک روی هم اموال ودارایی های خود را به نام آن حضرت بیمه می نمودند . نام این چند سنگ را کره حضرت عباس گذاشته بودند و مفهوم آن این بود که اموال خود را به آن حضرت سپرده اند. دزدان ورازنان نیز با دیدن این نشانه جرات دست زدن به اموال را نداشتند. 
یاد مصیبت حضرت امام حسین و یاران باوفایش در ایل همیشه درسهای زیادی داشته و وفاداری و صبر در مصیبت را آموزش داده و مردم آزاده ایل را از پذیرش زندگی ذلت بار منع نموده
است.

نوحه امام حسین (ع) به زبان ترکی

ای کربلا سلطانه ، قرداش وای واویلا                زینبنگ شیرین جانه ، قرداش وای واویلا
ای سلطان کربلا برادر وای واویلا                    ای جان شیرین زینب برادر وای واویلا
رینبنگ گوزه یاشه، یاندورور داغه داشه            امام حسین قرداشه ، قرداش وای واویلا
اشک چشم زینب کوه وسنگ را می سوزاند        امام حسین برادر اوست، برادر وای واویلا
گوز یاشم سیلاب اولدی جگرم کباب                  اولدی کربلا خراب اولدی قرداش وای واویلا
اشک چشمم سیلاب شد جگرم کباب شد               کربلا خراب شد یرادر وای واویلا
بی کفن گده میدانه گزلرم دوشدی قانه                 قالموشام یانه یانه قرداش وای و.اویلا
بدون کفن به میدان  رفت چشمانم به خون افتاد      مانده ام اما سوزان ، برادر وای واویلا
بیکس قالدی سکینه، خراب اولدی مدینه               کیم رحم ادر یتیمه ، قرداش وای واویلا
سکینه بی کس ماند و مدینه خراب                     چکسی به طفل یتیم رحم میکند بدار وای واویلا

نوحه علی اکبر (ع)

اکبر گده میدانه قصد ایلده بو جانه                         ای بابا حسین بیزه واجب بو میدان
اکبر به میدان رفت برای تقدیم جان                       ای پدر ای حسین جان این میدان بر ما واجب است.
جانم یولینگه قربان ای بابا العطش                        انام لیلا گلمده ، بو دردمه آلمده
جانم فدای راهت ای پدر ، تشنه ام                        مادرم لیلا نیاند از درد من خبر دار نشد.
گلگون اولدی کفنم ، یارادور هامو بدنم                  داها یوخدور یانانوم ای بابا العطش
کفنم گلگون و بدنم پاره پاره گشت                        دیگر دلسوزی ندارم ای بابا تشنه ام
عمم گده فراته ، سو وره اهل بیته                        جگرم دونه اوته ای بابا العطش
عمویم به فرات رفته تا برای اهل بیت آب بیاورد.   جگرم مثل آتش می سوزد ای بابا تشنه ام

+ نوشته شده توسط حسین مردانلو در جمعه بیست و دوم مهر 1390 و ساعت 9:15 |

من کیمم؟!

من کیمم ؟ بیر غم الیندن گرفتار

 من کیمم ؟ بیر حسرت چکن انتظار

 من کیمم ؟ بیر یاسا باتموش نوبهار

 داها کویلوم یامانلیق دان یارا دیر

 شادلیقینان منه داغلار آرا دیر

 من کیمم ؟ بیر پوزقون اولموش قونچا گول

 من کیمم ؟ بیرسویوز بولاق قورو گول

 من کیمم ؟ بیر گونه حسرت آی و ایل

 نه گویده بیر اولدوز منه قالیب دیر

 نه بیر چیراغ یئرده ایشیق سالیب دیر

 من کیمم ؟ بیر هجران چکن باغری قان 

من کیمم ؟ بیر بایغی کیمین لامکان

 من کیمم ؟ بیر توردا قالان تور ترلان

 دار قفسده پر و بالیم توکولدو

 بو دارلیقدان الف قدیم بوکولدو

 بیر گون منده یاشیلیدیم یازدیم

 مجلس لره صفا ورن سازیدیم

 لاچیندیم ترلاندیم بازدیم

 اووچو ووردو دوشگون اولوب چورودوم

 خزان اسدی یاشیل کرز قورودوم

 

شعر از فرود جهانگیری

   

+ نوشته شده توسط حسین مردانلو در جمعه بیست و دوم مهر 1390 و ساعت 9:11 |

زندگینامه: محمد بهمن‌بیگی (1299 -1389)

زندگینامه: محمد بهمن‌بیگی (1299 -1389)

محمد بهمن‌بیگی که از او به عنوان پدر آموزش عشایر یاد می‌شود، در سال 1299 در ایل قشقایی در خانوادهٔ محمودخان کلانتر تیره بهمن‌بیگلو از طایفهٔ عملهٔ قشقایی به هنگام کوچ دیده به جهان گشود

هشت ساله که شد، پدر یک منشی استخدام کرد و به خانه آورد که هم به محمد درس بدهد و هم برای او نامه بنویسد. محمد دو سال نزد آن منشی درس خواند و الفبای سواد را آموخت. ده ساله بود که در راستای سیاست تضعیف عشایر و تخته قاپوی اجباری، پدرش را به تبعید به تهران محکوم کردند و شش روز پس از تبعید پدر، مادرش را نیز به گناه فراهم کردن آذوقه برای عشایر مخالف دولت، به تبعیدگاه همسرش فرستادند. بنابراین، محمد همراه مادر تبعیدی از کوه‌دشت به تهران آمد و در مدرسهٔ علمیهٔ تهران مشغول تحصیل شد.

پس از پایان دورهٔ دبیرستان به دانشکدهٔ حقوق وارد شد و دورهٔ کارشناسی حقوق را در سال 1321 به پایان رساند. او قبل از شروع به همکاری با اصل چهار ترومن، با معرفی یکی از سران ایل قشقایی به آمریکا رفت و پس از مدت بسیار کوتاهی به وطن بازگشت. از آن‌جا که در شهر و در کارهای اداری دوام نیاورد پس از چندی به ایل بازگشت.

او در ادامه فعالیت‌های خود به سمت آموزش عشایر رو آورد، و چادر سیاه ویژهٔ آموزش خود را از سال 1331 بر پا کرد. به این شیوه، نخستین آموزگار عشایر ایرانی می‌توانست در هشت ماه از تابستان و زمستان به مردم ایلش درس بدهد و آن‌ها را به روزگار خویش آگاه‌تر سازد.

همچنان که تقاضا برای بر پا کردن مدرسه افزایش می‌یافت، "ابتدا وزارت آموزش و پرورش می‌پنداشت که جز در صورت اسکان ایلات، که امری ضروری ولی خیلی طولانی بود، تاسیس مدارس امکان‌پذیر نیست." بهمن‌بیگی به سفارش یک دوست، می دانست که:" آمریکایی‌ها می‌توانند به او کمک کنند. آن‌ها پیش از این کمک‌های زیادی برای اصلاح و برپایی مدرسه‌های روستایی پرداخته‌اند." در همان زمان یک برنامهٔ همکاری فنی و اقتصادی با عنوان اصل چهار در ایران آغاز شده بود. سفارش آن دوست باعث شد که بهمن‌بیگی به دیدار مدیرکل اصل چهار در استان فارس برود و توسط آقای گیگن روند کارها را سرعت بخشد.

بهمن‌بیگی توانست به کمک دوستانی که با او همراه شدند برنامه‌ای را با پنج اصل در زمستان 1332 به تصویب برساند که طی پیام رسمی به ریاست آموزش و پرورش استان فارس برای اجرا ابلاغ شد. بر پایهٔ برنامهٔ آموزش عشایر باید برای پایه‌های اول تا چهارم مدرسه‌های سیار و برای پایه‌های پنجم تا نهم مدرسه‌های شبانه‌روزی بر پا می‌شد. همچنین، باید یک مدرسهٔ تربیت معلم ویژهٔ عشایر برای جذب دانش‌آموزان با مدرک پایان کلاس نهم ساخته می‌شد و گروهی برای نظارت بر مدرسه‌های چادری نیز به وجود می‌آمد. با وجود این، تنها به بر پایی مدرسه‌های چادری و کار نظارت بسنده شد و 78 مدرسه در ایلات و عشایر بنیان‌گذاری شد. ادارهٔ این مدرسه‌ها با آقای بهمن‌بیگی و دو ناظر دیگر، بیژن بهادری کشکولی و نادر فرهنگ دره‌شویی، سپرده شد.

ازآن‌جا که در میان عشایر نتوانستند افراد باسوادی برای آموزش پیدا کند، آموزگاران دیپلمهٔ شهری را با وعدهٔ استخدام رسمی و فراهم کردن امکانات لازم برای آسایش آن‌ها به سوی ایل کشاندند. اما پس از یک سال روشن شد که این آموزگاران نمی‌توانند در میان عشایر زندگی کنند و به هنگام کوچ با آن‌ها همراه شوند. به بیان بهمن‌بیگی:"بچه شهری در ایل می‌ترسید و آب می‌شد و سگ زرد را شغال می‌دید." از این رو، چاره را در آن دید که از خود ایلیاتی‌ها داوطلب بگیرد و آن‌ها را آموزش بدهد و برای آموزگاری آماده سازد.

همه جور آدم داوطلب این کار شده بودند و بهمن‌بیگی همهٔ آن‌ها را امتحان می‌کرد که خط و حساب بدانند. سپس، آن‌ها را به کدخدا می‌سپرد و ماهی 90-80 تومان برایشان دستمزد تعیین می‌کرد. اما به دلیل سواد کم آن‌ها، همواره در کنارشان می‌ماند و آن‌ها را راهنمایی می‌کرد. در واقع او از همهٔ مدرسه‌های عشایری دور و نزدیک بازدید می‌کرد و مدرسه‌ای نبود که خودش تک تک دانش‌آموزانش را آزمایش نکرده باشد. یکی دیگر از راهکارهایی که باعث پیشرفت کار بهمن‌بیگی شد، دعوت از دولت‌مردان و اثرگذاران آن زمان برای سفر به آن مناطق بود؛ دعوت به ایل، پذیرایی گرم سنتی و ایلیاتی با همهٔ توش وتوان و سپس سواد و توانایی و استعداد نوشکفتهٔ بچه‌های ایل را به رخ کشیدن، به امید جذب حمایت مالی و قانونی دولت. در یکی از این برنامه ها، دکتر کریم فاطمی، مدیرکل آموزش و پرورش فارس، همراه جمعی از معاونان و مدیرکل‌های ستادی وزارت، از مدرسه‌های سیار دیدن کردند. نتیجهٔ دیدار آن شد که: وزارت موافقت کرد حقوق آموزگاران را بپردازد، فاطمی یکی از پشتیبانان این برنامه شد و از بهمن‌بیگی خواستند به استخدام آموزش و پرورش درآید و این کار را به طور رسمی ادامه دهد.

نهادی شدن آموزش در عشایر پس از ده سال با حمایت اصل چهار ترومن و پشتیبانی دکتر کریم فاطمی به ثمر رسید و طرح تعلیمات عشایر در هشت‌صد و نودمین نشست شورای عالی فرهنگ در تاریخ 10/10/1334 به تصویب رسید. از آن تاریخ آموزش عشایر توسعه یافت و پایدار شد و بر پایی مدرسه‌های عشایری به عشایر استان فارس محدود نشد و فرزندان عشایر از ایل‌های آذربایجان تا مرزهای شمال شرقی خراسان، از نعمت مدرسه و سواد برخوردار شدند.

بهمن‌بیگی دانشسرای تربیت معلم عشایری را بنیان‌گذاری کرد. اما کارشناسان آموزش و پرورش معتقد بودند که او در کار آموزش و پرورش صاحب‌نظر نیست و تدریس در دانشسرای تربیت معلم کار افراد متخصص و تحصیل‌کرده‌های دانشسرای عالی است. به این ترتیب، بهمن‌بیگی طی 26 سال سرپرستی آموزش عشایر را به عهده داشت.

دوران بازنشستگی محمد بهمن‌بیگی بیشتر به ثبت تجربه‌ها و خاطره‌ها و نظریه‌های او در زندگی و کار با عشایر و آموزش و پرورش گذشته است که حاصل آن چند کتاب در قالب داستان‌هایی گیرا و خواندنی است.

1.عرف و عادت در عشایر فارس، انتشارات بنگاه آذر، 1324 چاپ دوم انتشارات نوید شیراز 1381
2. بخارای من ایل من. انتشارات آگاه، 1368
3. اگر قره‌قاچ نبود. انتشارات باغ آدینه، 1377
4. به اجاقت قسم.

5. طلای شهامت . انتشارات نوید شیراز1387

علاوه بر این کتاب‌ها کتاب «نوشته‌هایی درباره محمد بهمن بیگی و آثار او» به کوشش اسماعیل احمدی، ابوالفتح امیری و کهزاد رنجبرنیز در سال 1384 از سوی  نشر ویژه نگارمنتشر شد.

بهمن بیگی روز 11 اردیبهشت  1389 بر اثر عفونت ریوی در 90 سالگی درگذشت. 
‎‎

+ نوشته شده توسط حسین مردانلو در جمعه بیست و دوم مهر 1390 و ساعت 9:0 |

پاسخ هوشمندانه استاد بهمن‌بیگی

 

به فرح پهلوی : نوبت شما و

 

فرزندانتان است که توبره ببافید

  

ادبیات - خشم چهره بهمن بیگی را گرفت و پاسخ

 داد: «من به این ها آموزش می دهم که دکتر،

 مهندس، معلم و ... شوند. چندین سال ما توبره

بافتیم و شما زینت بخش خانه هایتان کردید. حال

نوبت شما و فرزندانتان است که توبره ببافید.»

«به دنبال چه می گردید؟ من معجزه خداوند هستم!» من به نام این مردم، با این چشم های پر فروغ، پوست های پر چروک، لباس های ژنده، شکم های گرسنه، با این لب های بی خنده و دل های پرخون، به نام این مردم به نام چوپان ها، مهترها، کنگرزن ها، درودگر ها، هیزم شکن ها، نی زن ها، فعله ها، بی کارها و ولگردها از شما می خواهم که به پا خیزید و روز و شب و گاه و بی گاه درس بدهید، درس بخوانید، درس بدهید، درس بخوانید...»

این بخشی از نوشته های معلم بزرگ ایل، محمد بهمن بیگی است. فردی که در سال 1289 در ایل قشقایی در بیابان متولد شد و در فقر رشد یافت. کسی که عمر خود را برای آموزش عشایر گذاشت و در این راه به قول شاگردانش به ثروت و پست، پشت پا زد و حتی آبرو را گرو نهاد.

بهمن بیگی می گوید: «کلید مشکلات ما در لابه لای الفبا خفته است و من اینک شما را به یک قیام مقدس دعوت می کنم، قیام برای باسواد کردن مردم ایلات.» این معلم بزرگ ایل، 11 اردیبهشت سال جاری چشم از جهان فروبست.

*
به گزارش خبرآنلاین، مراسم بزرگداشت محمد بهمن بیگی با حضور باشکوه شاگردان، همراهان و علاقمندان عصر روز دوشنبه در تالار وحدت برگزار شد. به رسم همیشگی قرائت قرآن و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران آغازگر مراسم بود و بعد از این آغاز، کلیپی از عکس های بهمن بیگی پخش شد.
امرالله فرهادی، از شاگردان بهمن بیگی و یکی از اولین افراد گروه فارغ التحصیلان دبیرستان عشایری، که اجرای این مراسم را بر عهده داشت، بخشی از دست نوشته های بهمن بیگی را میان صحبت های خود می خواند و گاه یادی از خاطرات وی می کرد. این مراسم به گفته او به همت دانش آموختگان عشایر و با لطف خانواده آن مرحوم برپا شده بود.

ایرج افشار، ایران شناس و از عشایر سیستان و بلوچستان اولین سخنران این مراسم بود. او به روان تمام کسانی که در پاسداشت بنیان های سرزمین ایران کوشش کرده اند، درود فرستاد و گفت: وجود چهره های ماندگار، تاثیر پایدار و نیستی ناپذیری بر زندگی جامعه می گذارد. ایرانیان و از جمله مردم فارس، در پیمایش تاریخ دیرپای خو بسیاری از این چهره ها را در میان خود دیده اند و به اعتقاد من، بزرگداشت این چهره ها بزرگداشت تاریخ یک ملت است.

افشار تاریخچه کوتاهی از زندگی بهمن بیگی را قرائت کرد و افزود: در چند سال گذشته، شاهد درگذشت بزرگان زیادی بوده ایم اما درگذشت هیچ یک دردآورتر از درگذشت بهمن بیگی نبود. جامعه عشایری و هم چنین کشورمان با درگذشت وی، یکی از بهترین چهره های خود را از دست داده است.

توران میرهادی، دیگر سخنران این مراسم، با دعوت مجری که او را یک آموزگار قدیمی نامید، عشق را پدیده ای دانست که بسیاری از بزرگان این سرزمین با آن، عمری را در خدمت مردم سرزمین شان بوده اند، گفت: عشق خالص حسی است که بسیاری از بزرگان این سرزمین به مردم، طبیعت، تاریخ و فرهنگ خود داشته اند، دارند و در جهت سازندگی و پیشبرد فرهنگ تلاش کرده اند.
وی افزود: ما باید شکر کنیم که بهمن بیگی ها و امثال او در زندگی ما نقش عمیق و ارزنده ای داشته اند و به منِ معلم ساده نشان داده اند که می توان مشکلات را برطرف کرد و به مردم این سرزمین خدمتی کردند که هرگز از بین می رود.
میرهادی ادامه داد: وقتی در نتیجه تلاش های بهمن بیگی عشایر تمام کشور توانستند تحصیل کنند، این عشق در وجود تک تک ما تقویت می شود و به ما می گوید که تا می توانید به مردم این سرزمین خدمت کنید.

بنابر گزارش خبرآنلاین، دکتر انصاری لاری، رئیس و بنیانگذار دانشگاه حافظ شیراز سخنران بعدی مراسم بود که در ابتدای صحبت های خود گفت: پیش از این 2 بار درباره محمد بهمن بیگی سخنرانی داشته ام. یک بار در بزرگداشت ایشان در انجمن مفاخر و یک بار هم در باغ عرفان شیراز که برای او مراسمی گرفته بودند. قرار بود سومین سخنرانی در جشن تولد نودسالگی اش در خرداد ماه امسال باشد که متاسفانه این جشن به سوگواری بدل شد.

انصاری لاری با بیان این که بهمن بیگی از مردان شگفت روزگار خود بوده است، اظهار کرد: در یکی از دیدارهایی که با ایشان داشتم، بحث از اعجاز خداوندی پیش آمد و ایشان با سرزندگی که ویژگی شخصیتی شان بود گفتند که «به دنبال چه می گردید؟ معجزه من هستم. به من، گذشته ام، حال، کارنامه و زندگی ام نگاه کنید. من معجزه خداوند هستم.»
وی ادامه داد: و واقعا هم ایشان معجزه بودند. کودکی که در فقر به دنیا آمد در آن شرایط، باید تبدیل به چوپانی می شد اما مبتکر آموزش به عشایر شد.
بنیانگذار دانشگاه حافظ شیراز گفت: بهمن بیگی تمام دغدغه و تلاش خود را روی آموزش عشایر متمرکز کرده بود. دانش آموزی را راه کسب تمام مواهب می دانست. به اعتقاد من باقیات الصالحات بهمن بیگی از جنس انسان و دانش و فرهنگ است.

در ادامه این مراسم، مهندس نواز الله دهقان، یکی دیگر از دانش آموختگان محمد بهمن بیگی پشت تریبون رفت و متنی را در رثای شخصیت او قرائت کرد. هم چنین پس از سخنرانی دهقان، بخش هایی از فیلم «اگر بهمن بیگی نبود» پخش شد که در آن وی از زندگی، خاطرات و مشکلات خود صحبت می کند.

در ادامه مراسم، جهانگیر شهبازی، معاون بهمن بیگی روی سن رفت و به ذکر خاطراتی از وی پرداخت. وی یکی از خاطرات را این گونه تعریف کرد: در همان سال های پیش از انقلاب اسلامی، یک بار همسر شاه به میان عشایر آمد و به بازدید از چادرها پرداخت. از محل آموزش ما هم دیدن کرد. بعد از این بازدید روبه بهمن بیگی گفت «شما کار خوبی می کنید که به بچه های فقیر عشایر آموزش می دهید اما وقتی آن ها باسواد شوند تکلیف این توبره ها چه می شود؟» خشم چهره بهمن بیگی را گرفت و پاسخ داد: «من به این ها آموزش می دهم که دکتر، مهندس، معلم و ... شوند. چندین سال ما توبره بافتیم و شما زینت بخش خانه هایتان کردید. حال نوبت شما و فرزندانتان است که توبره ببافید.»

ذکر این خاطرات هر کدام به گونه ای هیجان و تشویق حاضران در مراسم بزرگداشت را به همراه داشت.

در پایان این مراسم خانم بی بی سکینه، همسر استاد بهمن بیگی با تشکر از همه کسانی که در این مدات با خانواده استاد همدردی نموده‌اند، گفت: راه بهمن بیگی ادامه دارد و او برای من نمرده است.

این مراسم باشکوه که با حضور بسیاری از آموزگاران و برخی شاگردان استاد بهمن بیگی برگزار شده، ساعت 21 به پایان رسید. 

 
+ نوشته شده توسط حسین مردانلو در جمعه بیست و دوم مهر 1390 و ساعت 8:58 |
شهرستان آباده یکی از شهرستانهای استان فارس ایران است. مرکز این شهرستان، شهر آباده است. جمعیت کل این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۹۲۹۵۲ نفر بوده‌است.[۱]
آباده
Red pog.svg
آباده
Iran location map.svg
شرقی‌″۰۲ ′۳۹ °۵۲ شمالی‌″۳۹ ′۰۹ °۳۱ / °۵۲٫۶۵۰۶شرقی °۳۱٫۱۶۰۸شمالی / ۵۲٫۶۵۰۶;۳۱٫۱۶۰۸
اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان فارس
شهرستان آباده
بخش بخش مرکزی آباده
مردم
زبان‌ گفتاری فارسی

محتویات

پیشینه

آباده واژه ای است فارسی و معنی محل آباد را می‌رساند .

در زمان های بسیار قدیم یک رودخانه ای بزرگ وجود داشته است که به نام دره قورباغه بوده است که هم اکنون در آنجا قبرستانی است و کسانی که آنجایی هستند آنجا را درغوک می نامند.

ویژگی‌های تاریخی به استناد کاوشهای باستان‌شناسی پیشینه سکونت در محدوده فعلی شهرستان آباده که به هزاره اول قبل از میلاد بر می گردد. در دوره ساسانیان آثار بجا مانده همانند قلعه باستانی ایزدخواست و قصر بهرام در سورمق شواهد مطمئنی از شکوفائی فرهنگ و تمدن در این گستره جغرافیایی می باشد. قطعاً در دوره صفویه و ابتدای حکومت زندیه همزمان با حضور شاه اسماعیل سوم شهر آباده در مسیر جدیدی از پیدایش ویژگیهای شهرنشینی قرار گرفته و اولین ساخت و سازها با جلوه گاههای یک شهر شرقی در آباده ایجاد شد. طی سالهای ۱۳۰۲ و ۱۳۰۴ فرمانداری و شهرداری آباده موجودیت مستقل سیاسی این شهرستان تجلی یافت.

زبان مردم این شهرستان عموماً فارسی سلیس می باشد.

آثار تاریخی

کاروانسرای ایزدخواست، پل ایزدخواست، تیمچه صرافیان، بنای امامزاده سلطان ابراهیم، کاروانسرای شاه عباس شورستان، کاروانسرای خان خوره، قلعه دو قلک یا دوقله، قلعه کریم آباد، تپه قلعه گبری، تل ساریاتان، تل قلعه اروان، تپه دولت آباد، تپه دهک گردو، تل قصر بهرام سورمق، قزقلاسی، مسجد امام حسن دهدق، قلعه گبری دهدق، تل قره ترک، بنای پاقلعه ایزدخواست، سد قوسی ایزدخواست، منزل شاه اسماعیل، تل شاه محمود، مرکز آباده شناسی، کاروانسرای شاه عباس ایزدخواست و قلعه قدیمی ایزدخواست.


شاه اسماعیل سوم در آباده

[ شاه اسماعیل صفوی] [۱]مشهور به سید ابوتراب از شاهزادگان صفوی است که پدر او سید مرتضی صدر الممالک و نواده احتمالی شاه سلطان حسین صفوی می‌باشد. وی هنگامی که به سلطنت انتخاب شد هشت یا نه سال داشت. انتخاب وی به سلطنت بدین ترتیب بود که علیمراد خان بختیاری از طایفه بختیاری و کریم خان از طایفه زند و ابوالفتح خان اصفهانی هر سه اتحاد بزرگ را طرح ریزی کردند و برای اینکه حکومت آنان به نظرها غصبی نیاید او را به سلطنت برگزیدند. پس از مدتی بین علیمراد خان و کریم خان زند جنگ در گرفت و شاه اسماعیل به کریم خان زند پیوست و باز پس از چندی از نزد کریم خان زند گریخت و نزد محمد حسن خان قاجار رفت و چون محمد حسن خان قاجار در جنگی با کریم خان زند شکست خورد شاه اسماعیل مجدداً به نزد کریم خان زند برگشت و کریم خان او را حرمت کرد و او را در آباده ساکن نمود. کریم خان در [آباده] [۲]برای او شش دستگاه ساختمان که مرکز اصلی آنرا که شاه اسماعیل در آن زندگی می‌کرده با یک باب حمام ( به سبک صفوی و زندیه) و یک باب مسجد احداث می‌نماید.که در حال حاضر مردم همه آنها را بناهای کریم خانی می‌نامند. کریم خان برای شاه اسماعیل ملازمانی از کرمان در نظر گرفت تا مواظب او باشند تا بار دیگر راه فرار پیش نگیردیا مسائل دیگری را به وجود نیاورد.تل شاه نشین کریم خان زند برای شاه اسماعیل روزی یک تومان نقد که عبارت است از ده هزار دینار و قیمت پانصد من به وزن تبریز غله باشد و نیز روزانه مقدار سه من تبریز گندم و دو من جو برای مخارج و علیق او در نظر گرفت و در هر سالی دو بار در عید نوروز و اوایل پاییز لباسی در خور شاهانه او به آباده می‌فرستاد. شاه اسماعیل از ۱۱۸۰ه.ق تا هنگام وفاتش در آباده ( ۱۱۸۷ ه.ق) زندگی خود را به نقاشی و چاقو سازی می‌گذرانید و از صنعت خود ( چاقو سازی)چند قبضه برای یادبود برای کریم خان زند ارسال می‌داشت. کریم خان زندکه برای شاه اسماعیل نامه می‌نوشت در زیر آن اضافه می‌کرد :( عرضه داشت کمترین بندگان) و در زیر آن می‌افزود (کریم زند). شاه اسماعیل هم که نامه می‌نوشت با جمله ( فرمان عالی شد) آغاز می‌کرد. با مرگ شاه اسماعیل در سال ۱۱۸۷ ه.ق در آباده، کریم خان زند سه روز را عزاداری تعیین و بر حسب رسوم آن زمان کلاه خود و همه سران و بزرگان دربار خود را لجن مالید. شاه اسماعیل در آباده به خاک سپرده می‌شود، برایش مقبره‌ای درست می‌کنند و شمشیر پادشاهی او را به همراه جنازه اش به خاک می‌سپارند.محل دفن در قبرستان عمومی آن زمان آباده بوده که دارای آرامگاه و سنگ قبر بوده‌است.این قبرستان در حدود سال ۱۳۳۰ شمسی تبدیل به باغ ملی گردید و اینک پارک کودک می‌باشد. آن چه از بناهای کریم خانی در آباده باقی مانده‌است فقط ساختمان‌های مسکونی شاه اسماعیل است که مرکز اصلی آن در حال حاضر به صورت مدرسه از آن استفاده می‌شود.حمام وکیل را حدود ۹ سال (از ۱۳۶۰ ) پیش شهردار وقت به دلیل شکسته شدن سقف آن خراب کرد و مسجد وکیل در حدود ۵۰ سال پیش به سبب گسترش حسینیه آباده خراب نموده‌اند. از جمله آثار یادبود باقی مانده از شاه اسماعیل در آباده (تل شاه نشین )* است که در فاصله ۲ کیلو متری شمال قلعه قدیم آباده و در محدوده شهر آباده قرار دارد.سطح این تپه چهار نوع حجاری به شکل‌های مختلف از جمله لگن، بادیه، تخت و غیره انجام شده و هیچ گونه کتیبه‌ای در آن وجود ندارد.

  • تلفظ(tol ) که همان تل به معنی تپه می‌باشد. طول این تپه حدود ۲۰۰ متر و ارتفاع آن حد اکثر ۸ متر می‌باشد . نوع آن سنگی و از دوران اول می‌باشد و یک فسیل بسیار زیبایی از صدف در سنگ‌های آن وجود دارد.

چهره‌های سرشناس

دکتر جعفر یعقوبی- کارشناس روانشناسی و روابط بین‌الملل - دانشگاه اوهایو.

تقسیمات کشوری

این شهرستان در ۶۳۸ کیلومتری تهران واقع شده‌است. قدمت این منطقه بیشتر از هزار سال است. بعد از اینکه کریم خان زند شیراز را به عنوان پایتخت ایران انتخاب کرد، شروع به رشد کرد.

+ نوشته شده توسط حسین مردانلو در چهارشنبه چهارم خرداد 1390 و ساعت 11:24 |

چرتکه

چرتکه وسیله‌ای قدیمی است که برای انجام محاسبات به کار می‌رود. از آن می‌توان برای انجام چهار عمل اصلی ریاضی استفاده کرد و حتی میتوان آن را برای محاسبه ریشه دوم و سوم اعداد نیز به کار برد.




پیرامون واژه
چرتکه واژه ای است که از زبان روسی (واژه scetka) وارد پارسی شده است. همچنین «چرتگه» نیز برای آن به کار می‌رود.


پیشینه
در بسیاری از تمدنهای اولیه از چرتکه استفاده می شده است. سومریان، مصریان، ایرانیان، یونانیان، چینیان، رومیان و هندیان هر یک در دوره‌ای از تاریخ از چرتکه استفاده می‌کرده‌اند. بر پایهٔ برخی منابع در زمان امپراطوری هخامنشیان (حدود ۵۰۰ پیش از میلاد) ایرانیان نخستین کسانی بودند که از چرتکه استفاده می‌کردند.[۳] با این حال شواهدی نه چندان واضح نیز استفاده از آن را پیش از ایرانیان گزارش می‌کند. در روم قدیم چرتکه لوحی مومی بود که با شن پوشیده میشد.

از چرتکه هنوز هم در چین و ژاپن استفاده می شود.


چیستی
چرتکه از قابی تشکیل شده است که دارای سیمهایی موازی با یکدیگر است و مهره هایی بر روی این سیمها حرکت می‌کنند. هر ستون -که از یک سیم تشکیل شده است- نشاندهنده یک جایگاه در سامانهٔ دهدهی است. نخستین ستون سمت راست، ستون یکانها است وستون بعدی که در سمت چپ آن قرار میگیرد ستون دهگانهاست و به همین ترتیب ستونها ادامه می یابند.


کاربرد برای چهار عمل اصلی
از سمت راست ارقام اولین عدد مورد نظر را وارد می کنیم به این صورت که به ازای هر رقم، همان تعداد از مهره های یکان ، دهگان، صدگان و... را پایین می آوریم. سپس برای وارد کردن عدد بعدی به همان ترتیب، به ازای هر رقم تعدادی از مهره ها را پایین می آوریم ولی اگر تعداد مهره های مورد نیاز برای پایین آوردن کافی نبود، ما به ازای 10 را نگه داشته و فقط یک مهره به مهره های سمت چپ آن اضافه می کنیم.
چرتکه
چرتکه (Abacus) وسیله محاسبه ای قدیمی است که هنوز در بسیاری از کشورهای آسیایی مورد استفاده قرار میگیرد.


ساختار چرتکه

یک چرتکه استاندارد برای انجام چهار عمل اصلی ریاضی مورد استفاده قرار میگیرد و میتوان از آن برای محاسبه ریشه دوم و سوم اعداد نیز استفاده کرد. چرتکه از یک قاب اصلی تشکیل شده است که چندین میله عمودی در آن جاسازی شده و در هر یک از این میله ها تعدادی مهره چوبی وجود دارند که به بالا و پایین حرکت میکنند. یک میله افقی فضای داخل قاب را به دو قسمت تقسیم میکند که به نام ردیف بالا و ردیف پایین شناخته میشوند.


اجزا و شیوه محاسبه

چرتکه را برای استفاده بر روی سطح صافی مانند میز یا روی پا قرار میدهند و تمام مهره های بالا و پایین را به سمت مخالف میله افقی حرکت میدهند.

ارزش مهره ها : ارزش عددی هر مهره در ردیف بالا 5 و در ردیف پایینی معادل 1 است. هنگامی که مهره ها به سمت میله افقی حرکت داده شوند در واقع شمرده شده اند.

شمارش: هنگامی که 5 مهره در ردیف پایینی شمرده شود، نتیجه به ردیف بالا منتقل میشود. هنگامی که تمام مهره های بالا و پایین یک ستون شمرده شدند،نتیجه آن یعنی (10) به نزدیکترین ستون سمت چپ آن منتقل میشود.

آخرین ستون سمت راست، ستون یکان است، ستون بعدی دهگان، بعدی صدگان و الی آخر. محاسبات اعشاری به این ترتیب انجام میشود که فاصله بین دو ستون به عنوان ممیز تعیین میشود و تمام ستونهای سمت راست این فاصله اعداد اعشار و ستونهای سمت چپ اعداد صحیح را نشان میدهند.


چرتکه در زمان ما

امروزه مغازه داران آسیایی همچنان از چرتکه برای محاسبات خود استفاده میکنند و استفاده از چرتکه در بسیاری از مدارس خاور دور تدریس میشود.برای آموزش محاسبات ریاضی به کودکان نابینا هم از چرتکه استفاده میشود و این بهترین وسیله جایگزین برای کاغذ و مداد است. علاوه بر آن در بسیاری از مدارس عادی نیز به جای ماشین حساب و یا انجام محاسبات روی کاغذ، از چرتکه استفاده میکنند و روش استفاده آنرا به دانش آموزان تعلیم میدهند
 
+ نوشته شده توسط حسین مردانلو در دوشنبه دوم خرداد 1390 و ساعت 8:32 |

اس ام اس برای تبریک روز مادر ۳ خرداد ۹۰

پیامبر اکرم-ص:

هر کس پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش جهنم دور می ماند . . .

 

مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن    

تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دم سازه صبوری های تو مادر منو به گریه میندازه مثل یک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم از اون لالاییات مادر بخون بازم توی گوشم برای سرنوشت من تو دلواپس ترین بودی برای اشکهای من همیشه آستین بودی تو ای همیشه غم خوارم تو ای مطرح ترین یارم به نام نامی مادر همیشه دوستت دارم

+ نوشته شده توسط حسین مردانلو در دوشنبه دوم خرداد 1390 و ساعت 8:22 |

img/daneshnameh_up/a/a3/Wicnh.jpg

حسابداری یا به تعبیری زبان تجارت روشهایی است قراردادی که توسط استادان ،
کارشناسان و یا انجمنهای حرفه ای حسابداران تدوین گردیده است و به
تدریج مورد قبول همگان قرارگرفته است و قابل تصحیح و تغییر می باشد. برای حسابداری تعاریف گوناگونی عنوان شده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد :

  • فرآیند تشخیص، اندازه گیری و گزارش اطلاعات اقتصادی که برای استفاده کنندگان اطلاعات مزبور امکان قضاوت و تصمیم گیریهای آگاهانه را فراهم می سازد.
  • حسابداری عبارتست از خدمتی که با فراهم کردن اطلاعات مالی مورد نیاز مدیران، پرداخت کنندگان مالیات، اداره کنندگان و سایرین جهت تصمیم گیریهای آگاهانه انجام می پذیرد.

  • حسابداری عبارتست از فن تفسیر، اندازه گیری و توصیف فعالیتهای اقتصادی. در حسابداری هدف بر این قرار گرفته است که با بنیانگذاری یکسری ضوابط و قراردادها اطلاعات لازم را برای حل مسایل مالی یک موسسه بدست آوریم .

تاریخچه حسابداری

img/daneshnameh_up/c/cf/Abacus.jpg
چرتکه یکی از قدیمی ترین
ابزار حسابداری


در عصری که جوامع بشری همواره در حال پیشرفت های علمی و صنعتی و اقتصادی
می باشند و با توجه به اینکه نقش فعالیتهای مالی در هر پیشرفت و توسعه ای غیر
قابل انکار می باشد نیاز به توسعه حسابداری روز به روز افزایش می یابد .


در قرون وسطی مرسوم بوده است که فرمانروایان مالیاتها را جمع آوری می کردند و آنرا
در جهت رفع نیازهای مالی مربوط به توسعه املاک به مصرف می رساندند.در آن زمان
یکی از وظایف حسابداران تهیه صورتی از اموال افراد برای خزانه داری فرمانروا به منظور
اخذ مالیات بود . از دیگر وظایف حسابداران آن زمان می توان به تهیه گزارش سفر افرادی
که به کار تجارت بین کشورها اشتغال داشتند اشاره کرد. این گزارش در پایان هر سفر
تهیه می گردید و هدف از آن تعیین سود و زیان مربوط به آن سفر بود. در قرن سیزدهم و
چهاردهم به دلیل رشد عملیات تجارتی تحولاتی در سیستم نگهداری حسابها به وجود آمد.

لوکا پاچیولی ( LUCA PACIOLI ) یک کشیش ایتالیایی و درواقع یک ریاضیدان بود که
توانست با انتشار کتاب ریاضیات لوکا پاچیولی موجب گسترش فن دفترداری دوطرفه در
سراسر اروپا گردد.وی در این کتاب که چند فصلش اختصاص به حسابداری داشت
توانست مهارت تجزیه و تحلیل گری خود را در جهت توصیف سیستم حسابداری دوطرفه
به کار برد.با وجود اینکه دراین کتاب هیچ اشاره ای به دوره مالی ، چگونگی تهیه صورتهای
مالی و نگهداری حسابهای مربوط به دارائیهای ثابت وجود ندارد و نیز تمایزی بین اموال شخصی صاحب موسسه وسازمان تجاری وی نگذاشته است ، به دلیل سادگی و
داشتن ارزشهای علمی در طی قرون پانزدهم و شانزدهم به اغلب زبانها ترجمه شد و
مورد استفاده قرار گرفت .

از زمان به وقوع پیوستن انقلاب صنعتی در انگلستان ، نیاز به حسابداری به شکل چشمگیری افزایش یافت . پس از انقلاب صنعتی امریکا هم از آنجا که سرمایه های شخصی زیادی در شرکتها وارد گردید و موجب توسعه هر چه بیشتر آنها شد و در نتیجه باعث به وجود آمدن غولهای صنعتی قرن بیست و یکم شد سیستمهای حسابداری از اهمیت بیشتری برخوردار گردیدند و حسابداری نیز با پیشرفت وضعیت اقتصادی توسعه و تکامل پیدا نمود.

ابزار و مفاهیم پایه حسابداری


مراحل حسابداری


فرایند حسابداری دارای چهار مرحله به شرح زیر می باشد:

  • ثبت فعالیتهای مالی
  • طبقه بندی اقلام ثبت شده
  • خلاصه کردن اقلام در قالب اعداد قابل سنجش به پول
  • تفسیر نتایج حاصله از بررسی اقلام خلاصه شده

انواع حسابداری


حسابداری خود به رشته های مجزا و تخصصی تقسیم می شود که این رشته ها عبارتند از :

مفروضات حسابداری

باید دانست که مفاهیم حسابداری مفروضاتی هستند که مبنای صورتهای مالی و سایر

اصول حسابداری می باشند و به چهار دسته به شرح زیر طبقه بندی می گردند:


اصول حسابداری

اصول حسابداری به شش دسته کلی تقسیم می شوند :


+ نوشته شده توسط حسین مردانلو در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 8:29 |


Powered By
BLOGFA.COM


href="http://pichak.net">آمار سایت


فال حافظ



چت



استخاره آنلاین با قرآن کریم

فال امروز

تعبیر خواب آنلاین

target="_blank" href="http://pichak.net"> .

">

.